پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰۸

از قناعت می رود بیرون ز سر سودای حرص

ره ندارد در دل خرسند استسقای حرص

چین ابرو می شود سوهان دندان طمع

از ترشرویی یکی صد می‌شود صفرای حرص

سنگ ره را می‌کند سنگ فسان در قطع راه

خار را بال و پر پرواز سازد پای حرص

تاک را نشو و نما از قطع می‌گردد زیاد

از بریدن می‌کشد قامت ید طولای حرص

گرچه می‌داند که می‌سوزد برای خرده‌ای

می زند بر قلب آتش طبع بی‌پروای حرص

قامت خم خواب غفلت را دو بالا می‌کند

موی پیران را ید بیضاست در انشای حرص

بی تردد نیست زیر خاک هم جان حریص

کم نمی‌گردد به لنگر شورش دریای حرص

می‌توان کردن به شستن روی زنگی را سفید

تیرگی نتوان به صیقل بردن از سیمای حرص

از خس و خاشاک گردد آتش افزون شعله‌ور

بیشتر گردد ز جمع مال استیلای حرص

می‌تند در خانه های کهنه اکثر عنکبوت

بیشتر در طینت پیران بود مأوای حرص

هر که چون موج سراب از کف عنان حرص داد

می شود صائب بیابان مرگ در صحرای حرص

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۱۰محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۱۱در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۱۲ندارد صفحه رخسار خوبان اعتبار خط
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱۳مکن با خاکساران سرکشی در روزگار خط
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۱۴پرست دفتر افلاک از حساب غلط
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۱۵چون برق زود می گذرد آب و تاب خط
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱۶افتاد ماه عارض او در وبال خط
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱۷زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.