پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۵۲

به فکر دل نفتادی به هیچ باب دریغ

به گنج راه نبردی درین خراب دریغ

تمام عمر تو درفکرهای پوچ گذشت

نشد محیط تو صافی ازین حباب دریغ

به عالمی که دل ساده می خزند آنجا

هزار نقش پریشان زدی برآب دریغ

غذا ز بوی دل خود کنند سوختگان

تو هیچ بوی نبردی ازین کباب دریغ

به خط و خال مقید شدی ز چهره دوست

نشد نصیب تو جز گرد ازین کتاب دریغ

درین بهار که یک چهره نشسته نماند

رخی به اشک نشستی ز گرد خواب دریغ

به نور ذره سفر سفر می کنند گرمروان

تو پیش پای ندیدی به آفتاب دریغ

به وعده های دروغ زمانه دل بستی

شدی فریفته موجه سراب دریغ

ز پیچ و تاب شود رشته امل کوتاه

تو تن چو رشته ندادی به پیچ و تاب دریغ

ز باده ای که حریفان سبو سبو خوردند

به نیم دور شدی پای دررکاب دریغ

زوصل دوست به فردوس آشتی کردی

صفای چهره ندانستی ازنقاب دریغ

ز عکس، دیده آیینه سیر شد صائب

تو سیر چشم نگشتی ز خورد و خواب دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۵۴نیست بر آیینه دُردی‌کشان گرد خلاف
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۵۵صد گره در دل ز بحر تلخرو دارد صدف
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۵۶نیست غمگین گوهرم ازتنگی جا در صدف
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۵۷تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۵۸گر کنی پنهان گهر را زیر دامان صدف
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۵۹نیست چون صاحبدلی تا گویم از اسرار حرف
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۶۰غافلی از دردمندی ای دل بیمار حیف
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۶۱کجا روشن شود چشم زلیخا بر تن یوسف؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.