پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۵۱

دمید صبح و نگشتیم آشنای چراغ

شبی به روز نکردیم زیر پای چراغ

به ناامیدی من رحم کن که می سوزد

طبیب بر سر بالین من به جای چراغ

همیشه زیر سیاهی است داغ روزن من

درآن حریم که تاریک نیست پای چراغ

بس است معذرت کشتنم پشیمانی

که آه سرد نسیم است خونبهای چراغ

اگر چه ریخت ز هم تاروپود فانوسم

به گردش است همان درسرم هوای چراغ

اگر ستاره به خورشید می رسد صائب

کجا رسد به رخ آتشین صفای چراغ ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۵۳چندان که بهارست و خزان است درین باغ
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۵۴نیست بر آیینه دُردی‌کشان گرد خلاف
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۵۵صد گره در دل ز بحر تلخرو دارد صدف
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۵۶نیست غمگین گوهرم ازتنگی جا در صدف
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۵۷تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۵۸گر کنی پنهان گهر را زیر دامان صدف
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۵۹نیست چون صاحبدلی تا گویم از اسرار حرف
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۶۰غافلی از دردمندی ای دل بیمار حیف
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.