پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۵۰

شده است هرسو برتنم فتیله داغ

که خانه زاد بود عشق را وسیله داغ

دگر که دست گذارد مرا به دل، که شده است

ز سوز سینه هرانگشت من فتیله داغ

چنان که چشم غزالان محیط مجنون شد

چنان گرفته مرا درمیان قبیله داغ

به آن رسیده که انگشت زینهار شود

ز سوز سینه خونگرم من فتیله داغ

چنان که در ظلمات آب زندگی است نهان

بود به زیر سیاهی مرا جمیله داغ

ستاره سوخته ای همچو من ندارد عشق

که تار بخیه به زخمم شود فتیله داغ

به ما سیاهی بیهوده لاله گو مفروش

کز اهل درد نگردد کسی به حیله داغ

ز دودمان فتیله است رشته جانم

که داغ کردن من می شود وسیله داغ

ز دوری تو چنان بزم عیش افسرده است

که پنبه بر سر میناست چون فتیله داغ

فضای سینه من صائب از توجه عشق

چو لاله زار بهشت است پر جمیله داغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۵۲به فکر دل نفتادی به هیچ باب دریغ
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۵۳چندان که بهارست و خزان است درین باغ
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۵۴نیست بر آیینه دُردی‌کشان گرد خلاف
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۵۵صد گره در دل ز بحر تلخرو دارد صدف
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۵۶نیست غمگین گوهرم ازتنگی جا در صدف
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۵۷تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۵۸گر کنی پنهان گهر را زیر دامان صدف
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۵۹نیست چون صاحبدلی تا گویم از اسرار حرف
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.