پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۵۶

نیست غمگین گوهرم ازتنگی جا در صدف

می کند ازآبداری سیر دریا در صدف

گوهر مارا ز عزلت نیست برخاطر غبار

دارد از پیشانی واکرده صحرا در صدف

لفظ نتواند حجاب معنی روشن شدن

چون نهان ماند فروغ گوهر ما در صدف؟

تا زخود بیرون نیاید دل نگردد دیده ور

قسمت گوهر نگردد چشم بینا در صدف

درتن خاکی دل پر خون چه دست و پا زند؟

چون تواند بال وپر واکرد دریا در صدف؟

مایه داران مروت بریتیمان مشفقند

مهد گوهر را کند دریا مهیا در صدف

عالم پرشور بر خلوت نشینان بار نیست

تلخی بحرست برگوهر گوارا در صدف

گوشه گیری می کند شیرین حیات تلخ را

گوهر شهوار گردد آب دریا درصدف

موجه کثرت نسازد گوشه گیران را ملول

تنگ از دریا نگردد بر گهر جادر صدف

قطره شبنم به خورشید از سبکروحی رسید

از گرانجانی خورد دل گوهر ما در صدف

جمع کن خود را دل روشن اگرخواهی، که ساخت

گوهر ازگردآوری دل را مصفا درصدف

بر یتیمان از در و دیوار می بارد ملال

می نشیند گرد گوهر را به سیما درصدف

دل زبس سرگشتگی در سینه ام، در سینه نیست

گوهر غلطان ندارد در صدف، جا در صدف

در غریبی می گشاید خاطر اهل کمال

ازدل گوهر نمی گردد گره وا در صدف

از حدیث پوچ می بالد به خود چندین حباب

آه اگر می داشت دُر این بادپیما در صدف

در خموشی جوهر مردم نمی گرددعیان

رتبه گوهر چسان گردد هویدا در صدف؟

سنگ میزان یوسف از قحط خریداران شده است

گوهر ما از گرانقدری است بر جا در صدف

عالم پرشور، دل را خانه زنبور ساخت

از خروش بحر پیچیده است غوغا در صدف

عیش قانع رانسازد عالم پرشور تلخ

آب گوهر تلخ کی گردد ز دریا درصدف؟

دل شد از طول امل محبوس در زندان جسم

گوهر ما را برآمد رشته از پا در صدف

دارد آتش زیر پا در سینه عشاق دل

گوهر غلطان نمی باشد شکیبا درصدف

نیست صائب دربساط بحر باآن دستگاه

آنقدر گوهر که دارد دیده ما در صدف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۵۸گر کنی پنهان گهر را زیر دامان صدف
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۵۹نیست چون صاحبدلی تا گویم از اسرار حرف
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۶۰غافلی از دردمندی ای دل بیمار حیف
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۶۱کجا روشن شود چشم زلیخا بر تن یوسف؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۶۲ز خط سبز شود بیش لعل دلبر صاف
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۶۳مدار چشم ازین کور باطنان انصاف
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۶۴ز تلخرویی دریاست بی نیاز صدف
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۶۵زده است شرم لبت مهر بردهان صدف
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.