پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۶۳

مدار چشم ازین کور باطنان انصاف

که گشته است به عنقا هم آشیان انصاف

زبس به فرق لگد خوردم و ننالیدم

به بردباری من داد آستان انصاف

به سیم قلب خریدند ماه کنعان را

نمی دهند هنوز اهل کاروان انصاف

مباد لب به حدیث طمع بیالایی

نمی دهند ز بخل اهل این زمان انصاف

شکر به سعی بهار از زمین شوره نرست

مجو ز مردم این تیره خاکدان انصاف

تو نیز گوشه بگیر از جهانیان صائب

کنون که گوشه گرفته است از جهان انصاف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۶۵زده است شرم لبت مهر بردهان صدف
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۶۶ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۶۷معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۶۸هرکجا دلمرده‌ای را یافت احیا کرد عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۶۹شوره زار خاک را یکسر گلستان کرد عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷۰می نماید صد گره را یک گره زنار عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۷۱پر صدا شد چینی افلاک از فغفور عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۷۲از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.