پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۶۶

ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف

شوید غبار عقل زدل چون شراب حرف

غیر ازدهان تنگ سخن آفرین تو

درنقطه کس ندیده نهان یک کتاب حرف

هر حرفی ازدهان تو پیچیده نامه ای است

از بس خورد زتنگی جا هیچ وتاب حرف

شادابی لب تو از آن است کز حجاب

درلعل آتشین تو می گردد آب حرف

گر هوش کوتهی نکند می توان شنید

ازچشمهای شوخ تودر عین خواب حرف

در خوبی تو نیست کسی راسخن،ولی

دارد خط عذار تو باآفتاب حرف

در خامشان شراب سرایت نمی کند

مستی دهد زیاده ز جام شراب حرف

صائب ره صواب خموشی است یکقلم

ورنه بود میان خطا وصواب حرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۶۸هرکجا دلمرده‌ای را یافت احیا کرد عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۶۹شوره زار خاک را یکسر گلستان کرد عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۷۰می نماید صد گره را یک گره زنار عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۷۱پر صدا شد چینی افلاک از فغفور عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۷۲از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷۳آتشین شد چهره خاک از می گلرنگ عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۷۴از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۷۵تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.