پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۶۷

معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند

زان چهره لطیف مکن مو به یک طرف

تاسر برآورد ز گریبان پیرهن

هردم کند نسیم تکاپو به یک طرف

یکسان به دیر و کعبه نظر کن که میل نیست

شاهین عدل را زترازو به یک طرف

حیرت نگر که بی سرو سامان عشق را

چوگان به یک طرف رود وگو به یک طرف

صائب مدار فیض خود راتشنگان دریغ

این آب تا نرفته ازین جو به یک طرف

گلها تمام یک طرف آن رو به یک طرف

چین و ختا به یک طرف آن مو به یک طرف

بدمستی سپهر جفا جو به یک طرف

مستانه جلوه های قد اوبه یک طرف

آخر نشانه ای چه کند با هزار تیر؟

دل یک طرف هزار پریرو به یک طرف

از پیچ وتاب ،رشته عمرش شود تمام

با هر که افتد آن خم گیسو به یک طرف

اکنون که زلف بر خط انصاف سرنهاد

افتاده است خال لب اوبه یک طرف

دروادیی که لیلی بیگانه خوی ماست

مجنون به یک طرف رود آهو به یک طرف

گردد عصای موسوی انگشت زینهار

هرجا فتاد غمزه جادو به یک طرف

با دوست هم لباسم و چون اشک و آه شمع

من میروم به یک طرف و او به یک طرف

عام است فیض عشق به ذرات کاینات

حاشا که آفتاب کند روبه یک طرف

بیرون فتاد مهره اش از ششدر جهات

آن راکه برد جاذبه او به یک طرف

باشش جهت توجه آن بی جهت یکی است

بیچاره رهروی که کند رو به یک طرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۶۹شوره زار خاک را یکسر گلستان کرد عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۷۰می نماید صد گره را یک گره زنار عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۷۱پر صدا شد چینی افلاک از فغفور عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۷۲از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۷۳آتشین شد چهره خاک از می گلرنگ عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷۴از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۷۵تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۷۶نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.