پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۶۴

ز تلخرویی دریاست بی نیاز صدف

کند به ابر گهر بار لب فراز صدف

کمند جذبه ارباب حاجت است کرم

که ابر را کند از بحر پیشواز صدف

ز خوان عالم بالاست روزی دل پاک

نمی کند دهن خود به بحر باز صدف

مگر که خنده دندانمای او را دید؟

که شد به عقد گهر بوته گداز صدف

دهان لاف پر ازخاک باد دریا را

که پیش ابر کند دست خود دراز صدف

ز وصل گوهرازان کامیاب شد صائب

که شد ز صدق سراپا کف نیاز صدف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۶۶ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۶۷معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۶۸هرکجا دلمرده‌ای را یافت احیا کرد عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۶۹شوره زار خاک را یکسر گلستان کرد عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۷۰می نماید صد گره را یک گره زنار عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷۱پر صدا شد چینی افلاک از فغفور عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۷۲از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۷۳آتشین شد چهره خاک از می گلرنگ عشق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.