پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴۱ ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۴۲ ای دل ازان جهان خبری می گرفته باش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴۳ در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۴۴ تسلیم در کشاکش اهل زمانه باش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۴۵ غافل ز حال عاشق خونین جگر مباش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۴۶ غافل ز حال طوطی شیرین زبان مباش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۴۷ هرجا نمی خرند متاعت گران مباش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۴۸ در محفل که راه بیابی گران مباش
  9. غزل شمارهٔ ۵۰۴۹ هردل که داغدار شود از نظاره اش
  10. غزل شمارهٔ ۵۰۵۰ حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش
  11. غزل شمارهٔ ۵۰۵۱ هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش
  12. غزل شمارهٔ ۵۰۵۲ گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش
  13. غزل شمارهٔ ۵۰۵۳ صبح است ساقیا قدح خوشگوار بخش
  14. غزل شمارهٔ ۵۰۵۴ میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش
  15. غزل شمارهٔ ۵۰۵۵ گردون که زهر می چکد از روی شکرش
  16. غزل شمارهٔ ۵۰۵۶ از خط نگشته سبز لب روح پرورش
  17. غزل شمارهٔ ۵۰۵۷ شوخی که جلوه گاه بود دیده منش
  18. غزل شمارهٔ ۵۰۵۸ خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش
  19. غزل شمارهٔ ۵۰۵۹ هرچند خط باطلم از تار و پود خویش
  20. غزل شمارهٔ ۵۰۶۰ ازآب بازی مژه اشکبار خویش
  21. غزل شمارهٔ ۵۰۶۱ درخون نشستم از نفس مشکبار خویش
  22. غزل شمارهٔ ۵۰۶۲ حرف سبک نمی بردم ازقرار خویش
  23. غزل شمارهٔ ۵۰۶۳ پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش
  24. غزل شمارهٔ ۵۰۶۴ همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش
  25. غزل شمارهٔ ۵۰۶۵ سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
  26. غزل شمارهٔ ۵۰۶۶ چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش
  27. غزل شمارهٔ ۵۰۶۷ دلدار ماست محو خط مشک‌فام خویش
  28. غزل شمارهٔ ۵۰۶۸ ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش
  29. غزل شمارهٔ ۵۰۶۹ خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش
  30. غزل شمارهٔ ۵۰۷۰ از بیقراری دل اندوهگین خویش
  31. غزل شمارهٔ ۵۰۷۱ از ترک مدعاست دل من به جای خویش
  32. غزل شمارهٔ ۵۰۷۲ از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش
  33. غزل شمارهٔ ۵۰۷۳ تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش
  34. غزل شمارهٔ ۵۰۷۴ حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش
  35. غزل شمارهٔ ۵۰۷۵ رستم کسی بود که برآید به خوی خویش
  36. غزل شمارهٔ ۵۰۷۶ سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش
  37. غزل شمارهٔ ۵۰۷۷ از صحبت افسرده روانان به حذر باش
  38. غزل شمارهٔ ۵۰۷۸ فارغ ز تمنای جهان گذران باش
  39. غزل شمارهٔ ۵۰۷۹ چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش
  40. غزل شمارهٔ ۵۰۸۰ آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش
  41. غزل شمارهٔ ۵۰۸۱ شوخی که مرا هست تمنای وصالش
  42. غزل شمارهٔ ۵۰۸۲ شد سرمه سویدای دل از نور جمالش
  43. غزل شمارهٔ ۵۰۸۳ آن کس که نشان داد برون از دو جهانش
  44. غزل شمارهٔ ۵۰۸۴ از رشته جان تاب برد موی میانش
  45. غزل شمارهٔ ۵۰۸۵ آن ترک که خون می چکد از تیغ نگاهش
  46. غزل شمارهٔ ۵۰۸۶ جز چشم توای شوخ جانهاست فدایش
  47. غزل شمارهٔ ۵۰۸۷ در دل اثر از تیغ کند زخم زبان بیش
  48. غزل شمارهٔ ۵۰۸۸ نریزد اگر آب لطف از جمالش
  49. غزل شمارهٔ ۵۰۸۹ سری را که بالین شود آستانش
  50. غزل شمارهٔ ۵۰۹۰ سخن تانگردد چو موی میانش
  51. غزل شمارهٔ ۵۰۹۱ که یابد رهایی ز دام نگاهش ؟
  52. غزل شمارهٔ ۵۰۹۲ اگر چشم کافر فتد برلقایش
  53. غزل شمارهٔ ۵۰۹۳ حضوری داشتم شب با خیالش
  54. غزل شمارهٔ ۵۰۹۴ شده است از شوق تیغ جان ستانش
  55. غزل شمارهٔ ۵۰۹۵ ز موج لطف ،آن سیمین بنا گوش
  56. غزل شمارهٔ ۵۰۹۶ در جهان دل مبند و اسبابش
  57. غزل شمارهٔ ۵۰۹۷ هرکه بیند به چشم بیمارش
  58. غزل شمارهٔ ۵۰۹۸ می ز شرم لب می آشامش
  59. غزل شمارهٔ ۵۰۹۹ هر که خموش از شکایت است زبانش
  60. غزل شمارهٔ ۵۱۰۰ بس که زند موج نور سرو روانش

متن اشعار به نقل از گنجور.