پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۷۳

تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش

چون گردباد محو کنم نقش پای خویش

مستغنی از بهارم وآسوده ازخزان

در دشت ساده دل بی مدعای خویش

خلوتگهم ز بکر معانی است پرزحور

آماده است جنت من درسرای خویش

ازآب زندگی نکشم منت حیات

چون خضر،سبزم از سخن جانفزای خویش

رد و قبول خلق به یک سو نهاده ام

یکروی ویک جهت شده ام با خدای خویش

ساکن زآرمیدگی من بود زمین

گردون ز جا رود چو درآیم زجای خویش

صائب مرا به باغ وبهار احتیاج نیست

صد باغ دلگشاست مرا از نوای خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۷۵رستم کسی بود که برآید به خوی خویش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۷۶سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷۷از صحبت افسرده روانان به حذر باش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷۸فارغ ز تمنای جهان گذران باش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۷۹چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۸۰آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۸۱شوخی که مرا هست تمنای وصالش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۸۲شد سرمه سویدای دل از نور جمالش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.