پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۸۰

آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش

از خون جگر سوختگان است شرابش

بیهوشیش از کاوش دل باز ندارد

چشمی که بود شوخ چو مژگان رگ خوابش

این لنگر تمکین که به خود حسن سپرده است

مشکل که کند حلقه خط پا به رکابش

از خانه به بازار صبوحی زده آید

حسنی که زآیینه بود عالم آبش

چشمی که شود صیقلی باده روشن

از خشت سر خم بود آماده کتابش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸۲شد سرمه سویدای دل از نور جمالش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۸۳آن کس که نشان داد برون از دو جهانش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۸۴از رشته جان تاب برد موی میانش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۸۵آن ترک که خون می چکد از تیغ نگاهش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸۶جز چشم توای شوخ جانهاست فدایش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۸۷در دل اثر از تیغ کند زخم زبان بیش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۸۸نریزد اگر آب لطف از جمالش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۸۹سری را که بالین شود آستانش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.