پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۸۳

آن کس که نشان داد برون از دو جهانش

سرگشته تر از تیر هوایی است نشانش

مادر چه شماریم، که سر پنجه خورشید

در خون شفق می تپد از شوق عنانش

چشم دو جهان واله آن قامت رعناست

خوش حلقه ربایی است قد همچو سنانش

از چین جبینش دل عشاق دو نیم است

کار دم شمشیر کند پشت کمانش

سر تا قدمش کنج لب و گوشه چشم است

رحم است به چشمی که نگردد نگرانش

پیداست که با روی لطیفش چه نماید

ماهی که به انگشت توان داد نشانش

باریک شو ای دل که بسی موی شکافان

کردند به زنار غلط موی میانش

بیم است که برخاک چکد لعل لب او

چون قطره خون از سر شمشیر زبانش

گفتم شود از خواب کم آن تیزی مژگان

غافل که شود خواب گران سنگ فسانش

در پیش اگر ز لعل لبش شمع نمی داشت

می کرد نفس گم، ره باریک دهانش

ترکی که به شمشیر گرفته است زمن دل

پیچیده تر از موی میان است زبانش

سر رشته تمکین رود از قبضه یوسف

چون دیده قحطی زدگان برسر خوانش

صائب جگر خضر و مسیحاست ازو خون

شوخی که منم داخل خونابه کشانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸۵آن ترک که خون می چکد از تیغ نگاهش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۸۶جز چشم توای شوخ جانهاست فدایش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۸۷در دل اثر از تیغ کند زخم زبان بیش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۸۸نریزد اگر آب لطف از جمالش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸۹سری را که بالین شود آستانش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۹۰سخن تانگردد چو موی میانش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۹۱که یابد رهایی ز دام نگاهش ؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۹۲اگر چشم کافر فتد برلقایش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.