پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۸۱

شوخی که مرا هست تمنای وصالش

وحشی تر از آهوی رمیده است خیالش

چشم و دل من تشنه حسنی است که از لطف

در آینه و آب نیفتاده مثالش

هر چند که گیرنده بود خون شهیدان

چون لاله بود داغدل از چهره آلش

گردید مه عید مرا ناخنه چشم

تا چشم من افتاد به ابروی هلالش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸۳آن کس که نشان داد برون از دو جهانش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۸۴از رشته جان تاب برد موی میانش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۸۵آن ترک که خون می چکد از تیغ نگاهش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۸۶جز چشم توای شوخ جانهاست فدایش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸۷در دل اثر از تیغ کند زخم زبان بیش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۸۸نریزد اگر آب لطف از جمالش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۸۹سری را که بالین شود آستانش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۹۰سخن تانگردد چو موی میانش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.