پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۵۴

میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش

ترکن دماغ جان ز می روح پرورش

هر نخل پرشکوفه درین باغ لیلیی است

کز خیرگی فکنده به یک شاخ، چادرش

گلگل شده است پیکر سیمین بوستان

از بس که ابر تنگ کشیده است دربرش

جز نخل پرشکوفه ندارد جهان خاک

چرخی که بر مراد بود سیر اخترش

گل آنچنان فریفته حسن خود شده است

کز شبنم است آینه دایم برابرش

در فصل نوبهار، چمن بزم چیده ای است

کز غنچه و گل است صراحی و ساغرش

بستان برات عیش ز دیوان نوبهار

اکنون که از شکوفه گشوده است دفترش

صائب چو لاله هر که بود کاسه سرنگون

خالی نمی شود زمی لعل ساغرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵۶از خط نگشته سبز لب روح پرورش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵۷شوخی که جلوه گاه بود دیده منش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۵۸خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۵۹هرچند خط باطلم از تار و پود خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶۰ازآب بازی مژه اشکبار خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۶۱درخون نشستم از نفس مشکبار خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۶۲حرف سبک نمی بردم ازقرار خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۶۳پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.