پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۵۶

از خط نگشته سبز لب روح پرورش

ننشسته است گرد یتیمی به گوهرش

ازانفعال ،مشرق پروین شود رخش

گردد ز ساده لوحی اگر مه برابرش

از چشم آفتاب کند جوی خون روان

درزیر زلف جلوه رخسار انورش

رنگی ز بوی پیرهنش نیست باد را

از بس گرفته است قبا تنگ دربرش

گر در خیال تیغ کند غمزه اش گذار

ابریشم بریده شود زلف جوهرش

هر مطربی که درد دلش را فشرده است

سیلاب عقل و هوش بود نغمه ترش

چون نخل پرشکوفه بود هرکه باد ست

بی سکه خرج خاک نشینان شود زرش

چون صبر برشکنجه دام و قفس کند؟

آزاده ای که نقش گران است برپرش

اندیشه شکر شکند نی به ناخنش

موری که کرد خاک قناعت توانگرش

گر در سیاهی سخن آب حیات نیست

سبزست چون همیشه خط روح پرورش ؟

صائب به خنده هر که دهن باز می کند

چون گل به خرج باد رود زود دفترش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵۸خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵۹هرچند خط باطلم از تار و پود خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶۰ازآب بازی مژه اشکبار خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۶۱درخون نشستم از نفس مشکبار خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶۲حرف سبک نمی بردم ازقرار خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۶۳پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۶۴همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۶۵سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.