پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۵۵

گردون که زهر می چکد از روی شکرش

خون نقابدار بود شیر مادرش

هر ساده دل که شهد تمنا کند ازو

گردد زنیش، خانه زنبور پیکرش

بحر محیط اگر چه ز بزمش پیاله ای است

شبنم گداست دیده خورشید انورش

این تیغ آبدار که چرخ است نام او

از پیچ و تاب خسته دلان ایت جوهرش

صائب اگر چه با تو دم از دوستی زند

زهر نفاق می چکد از چشم اخترش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵۷شوخی که جلوه گاه بود دیده منش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵۸خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۵۹هرچند خط باطلم از تار و پود خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۶۰ازآب بازی مژه اشکبار خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶۱درخون نشستم از نفس مشکبار خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۶۲حرف سبک نمی بردم ازقرار خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۶۳پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۶۴همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.