پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶۳

پیش ازخزان به خاک فشاندم بهار خویش

مردان به دیگری نگذارند کار خویش

چون شیشه شکسته و تاک بریده ام

عاجز به دست گریه بی اختیار خویش

از خاک برگرفته دست قناعتم

عیش چراغ طور کنم با شرار خویش

سیل از در خرابه ما راست میرود

تا کرده ایم خانه بدوشی شعار خویش

تیغ تمام جوهر این کارخانه ام

درزیر سنگ مانده ام از اعتبار خویش

پیمانه شعور فریبی نیافتم

چون گل به خون خویش شکستم خمار خویش

در قطع راه عشق ندیدم سبکروی

کردم گره به دامن صرصرغبار خویش

بال هما و شهپر طاووس نیستم

تاکی درین بساط نیایم به کارخویش ؟

دایم میانه دو بلا سیرمی کند

هرکس شناخته است یمین و یسار خویش

زان پیشتر که سنگ کمی برسرش نهند

برسنگ می زنم گهر شاهوارخویش

از نور فیض نیست تهی هیچ روزنی

بیناست چشم سوزن ناقص به کار خویش

صائب دماغ پرتو منت نداشتم

افروختم به آه چراغ مزار خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۶۵سر سبز آن که سعی کنددر هلاک خویش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۶۶چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶۷دلدار ماست محو خط مشک‌فام خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۶۸ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶۹خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷۰از بیقراری دل اندوهگین خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۷۱از ترک مدعاست دل من به جای خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۷۲از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.