پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶۸

ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش

ازشیر ماهتاب بریدم کتان خویش

گر بیخبر روم ز جهان جای طعن نیست

یک کس نیافتم که بپرسم نشان خویش

نانش همیشه گرم بود همچو آفتاب

هرکس به ذره فیض رساند زخوان خویش

چون سرو درمقام رضا ایستاده ام

آسوده خاطرم ز بهار و خزان خویش

آن ساقی کریم که عمرش دراز باد

فرصت نمیدهد که بگیرم عنان خویش

ساغر به احتیاط ستاند ز دست خضر

درمانده ام به دست دل بدگمان خویش

پروای خال چهره یوسف نمی کند

صائب ز نقطه قلم امتحان خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۷۰از بیقراری دل اندوهگین خویش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۷۱از ترک مدعاست دل من به جای خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷۲از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷۳تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۷۴حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷۵رستم کسی بود که برآید به خوی خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۷۶سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۷۷از صحبت افسرده روانان به حذر باش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.