پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۷۱

از ترک مدعاست دل من به جای خویش

آسوده ام ز خاطر بی مدعای خویش

غافل ز سیر عالم بالا نمی شوم

افتد چوشمع اگر سر من زیر پای خویش

از امتیاز دست چو آیینه شسته ام

با خوب و زشت صافدلم از صفای خویش

پهلوی لاغرست مرا بوریای فقر

فرش دگر مرانبود درسرای خویش

بیدار کی شوند به فریاد غافلان؟

دیوار چون فتاد نخیزد ز جای خویش

غفلت نگر که با دم جان بخش چون مسیح

دریوزه می کنم ز طبیبان دوای خویش

بر من ره گریز نبسته است هیچ کس

دارم به پای، بند گران از وفای خویش

شمعی فروختم به ره بازماندگان

خاری که درره تو کشیدم ز پای خویش

هر برگ سبز او کف افسوس میشود

نخلی که میوه ای نفشاند به پای خویش

گردد به قدر ریشه دواندن بلند نخل

درفکر زینهار بیفشار پای خویش

گر روضه بهشت بود دوزخ من است

صائب به هر کجا روم از سرای خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۷۳تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۷۴حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷۵رستم کسی بود که برآید به خوی خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷۶سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۷۷از صحبت افسرده روانان به حذر باش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷۸فارغ ز تمنای جهان گذران باش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۷۹چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۸۰آن لاله عذاری که منم داغ و کبابش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.