پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶۶

چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش

محضر مکن درست به خون حلال خویش

تا کی توان به خرقه صد پاره بخته زد؟

یک بخته هم بزن به دهان سؤال خویش

معراج اعتبار مقام قرار نیست

چون آفتاب سعی مکن درزوال خویش

از عالم وجود سبکبار می رود

پیش از رحیل هرکه فرستاد مال خویش

یوسف ز کاروان تو غارت رسیده ای است

معمور کن جهان ز زکات جمال خویش

آفت کم است مردم پوشیده حال را

صائب برون میار سر از زیر بال خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۶۸ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۶۹خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷۰از بیقراری دل اندوهگین خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷۱از ترک مدعاست دل من به جای خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۷۲از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷۳تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۷۴حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۷۵رستم کسی بود که برآید به خوی خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.