پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶۴

همچون کمان سخت ز طبع غیور خویش

آسوده از کشاکش خلقم ز زور خویش

از آفتاب اگر به سرم تاج زر نهند

سر درنیاورم به فلک ازغرور خویش

چون کرم شبچراغ،زراندودآتشم

مستغنی ازستاره و ماهم زنورخویش

حیرات مرا به عالم وحدت کشیده است

نتوان زمن گرفت به کثرت حضور خویش

سیلاب با تلاطم دریا چه می کند؟

پروای شور حشر ندارم ز شور خویش

نه تاب وصل دارد و نه طاقت فراق

درمانده ام به دست دل ناصبور خویش

صائب مرا به عالم بالا دلیل شد

در زیر بار منتم از فکر دور خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۶۶چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۶۷دلدار ماست محو خط مشک‌فام خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶۸ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۶۹خود کرده ام به شکوه تراخصم جان خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۷۰از بیقراری دل اندوهگین خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷۱از ترک مدعاست دل من به جای خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۷۲از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۷۳تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.