پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۸۱ کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۸۲ داغدار از عرق شرم شود نسرینش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۸۳ ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۸۴ دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸۵ لب خمیازه ما شد ز می ناب خموش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۸۶ سرو اگر جلوه کند پیش قد رعنایش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۸۷ سرو گلزار بهشت است قد دلجویش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۸۸ دل به دنیا نگذرد خرد دوراندیش
  9. غزل شمارهٔ ۴۹۸۹ درکرم ساغر اگر هست زمینا در پیش
  10. غزل شمارهٔ ۴۹۹۰ چون برون آورم ازجیب سر خجلت خویش؟
  11. غزل شمارهٔ ۴۹۹۱ ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویش
  12. غزل شمارهٔ ۴۹۹۲ نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش
  13. غزل شمارهٔ ۴۹۹۳ رفته پایم به گل از پرتو چشم تر خویش
  14. غزل شمارهٔ ۴۹۹۴ ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش
  15. غزل شمارهٔ ۴۹۹۵ خجلت از خرده جان می کشم از قاتل خویش
  16. غزل شمارهٔ ۴۹۹۶ کرد بیهوش مرا نعره مستانه خویش
  17. غزل شمارهٔ ۴۹۹۷ به دم چوآتش سوزان، به چهره چون زرباش
  18. غزل شمارهٔ ۴۹۹۸ به نوحه خانه ایام شاد و خرم باش
  19. غزل شمارهٔ ۴۹۹۹ ز خارزار تعلق کشیده دامان باش
  20. غزل شمارهٔ ۵۰۰۰ بپوش چشم ز عیب کسان، هنربین باش
  21. غزل شمارهٔ ۵۰۰۱ زنوبهار خط یار ناامید مباش
  22. غزل شمارهٔ ۵۰۰۲ شکستْ رنگِ مرا رنگ همچو مهتابش
  23. غزل شمارهٔ ۵۰۰۳ لطیفه ای عجب است این که لعل سیرابش
  24. غزل شمارهٔ ۵۰۰۴ خوشا سری که سرگشتگی رهانندش
  25. غزل شمارهٔ ۵۰۰۵ به خون تپیدن خورشید پر مکرر شد
  26. غزل شمارهٔ ۵۰۰۶ نشد ز سیلی خط چشم مست، هشیارش
  27. غزل شمارهٔ ۵۰۰۷ چنین که گم شده در زلف پای تا به سرش
  28. غزل شمارهٔ ۵۰۰۸ که می رهد زخم طره گرهگیرش؟
  29. غزل شمارهٔ ۵۰۰۹ مگر ز موج شراب است رشته سازش؟
  30. غزل شمارهٔ ۵۰۱۰ نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش
  31. غزل شمارهٔ ۵۰۱۱ توانگری که نباشد به خبر اقبالش
  32. غزل شمارهٔ ۵۰۱۲ کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش
  33. غزل شمارهٔ ۵۰۱۳ مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
  34. غزل شمارهٔ ۵۰۱۴ دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
  35. غزل شمارهٔ ۵۰۱۵ چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
  36. غزل شمارهٔ ۵۰۱۶ که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟
  37. غزل شمارهٔ ۵۰۱۷ رسیده است به جایی لطافت بدنش
  38. غزل شمارهٔ ۵۰۱۸ جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
  39. غزل شمارهٔ ۵۰۱۹ گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
  40. غزل شمارهٔ ۵۰۲۰ چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش
  41. غزل شمارهٔ ۵۰۲۱ الف قدی که منم سینه چاک بالایش
  42. غزل شمارهٔ ۵۰۲۲ گذشته است ز تعریف،قد رعنایش
  43. غزل شمارهٔ ۵۰۲۳ رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
  44. غزل شمارهٔ ۵۰۲۴ مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش
  45. غزل شمارهٔ ۵۰۲۵ مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش
  46. غزل شمارهٔ ۵۰۲۶ به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
  47. غزل شمارهٔ ۵۰۲۷ ز دل برون نرود چشم آشنا رویش
  48. غزل شمارهٔ ۵۰۲۸ نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش
  49. غزل شمارهٔ ۵۰۲۹ چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش
  50. غزل شمارهٔ ۵۰۳۰ مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش
  51. غزل شمارهٔ ۵۰۳۱ نمی روم به بهشت برین زخانه خویش
  52. غزل شمارهٔ ۵۰۳۲ به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش
  53. غزل شمارهٔ ۵۰۳۳ مکن به لهو و لعب صرف نوجوانی خویش
  54. غزل شمارهٔ ۵۰۳۴ با صبح روگشاده تر ازآفتاب باش
  55. غزل شمارهٔ ۵۰۳۵ فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش
  56. غزل شمارهٔ ۵۰۳۶ چون سرو در مقام رضا پایدار باش
  57. غزل شمارهٔ ۵۰۳۷ گاهی رهین ظلمت و گه محو نور باش
  58. غزل شمارهٔ ۵۰۳۸ گوهر فروز دیده بیدار خویش باش
  59. غزل شمارهٔ ۵۰۳۹ گوهر فروز دیده بیدار خویش باش
  60. غزل شمارهٔ ۵۰۴۰ با خلق آشتی کن و با خود به جنگ باش

متن اشعار به نقل از گنجور.