فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۱ کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۲ داغدار از عرق شرم شود نسرینش
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۳ ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۴ دین به دنیای دنی ای دل نادان مفروش
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۵ لب خمیازه ما شد ز می ناب خموش
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۶ سرو اگر جلوه کند پیش قد رعنایش
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۷ سرو گلزار بهشت است قد دلجویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۸ دل به دنیا نگذرد خرد دوراندیش
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۹ درکرم ساغر اگر هست زمینا در پیش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۰ چون برون آورم ازجیب سر خجلت خویش؟
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۱ ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۲ نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۳ رفته پایم به گل از پرتو چشم تر خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۴ ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۵ خجلت از خرده جان می کشم از قاتل خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۶ کرد بیهوش مرا نعره مستانه خویش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۷ به دم چوآتش سوزان، به چهره چون زرباش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۸ به نوحه خانه ایام شاد و خرم باش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۹ ز خارزار تعلق کشیده دامان باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۰ بپوش چشم ز عیب کسان، هنربین باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۱ زنوبهار خط یار ناامید مباش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۲ شکستْ رنگِ مرا رنگ همچو مهتابش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۳ لطیفه ای عجب است این که لعل سیرابش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۴ خوشا سری که سرگشتگی رهانندش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۵ به خون تپیدن خورشید پر مکرر شد
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۶ نشد ز سیلی خط چشم مست، هشیارش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۷ چنین که گم شده در زلف پای تا به سرش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۸ که می رهد زخم طره گرهگیرش؟
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۹ مگر ز موج شراب است رشته سازش؟
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۰ نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۱ توانگری که نباشد به خبر اقبالش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۲ کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۳ مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۴ دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۵ چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۶ که راست تاب شکرخندههای پنهانش ؟
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۷ رسیده است به جایی لطافت بدنش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۸ جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۹ گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۰ چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۱ الف قدی که منم سینه چاک بالایش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۲ گذشته است ز تعریف،قد رعنایش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۳ رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۴ مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۵ مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۶ به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۷ ز دل برون نرود چشم آشنا رویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۸ نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۹ چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۰ مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۱ نمی روم به بهشت برین زخانه خویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۲ به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۳ مکن به لهو و لعب صرف نوجوانی خویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۴ با صبح روگشاده تر ازآفتاب باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۵ فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۶ چون سرو در مقام رضا پایدار باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۷ گاهی رهین ظلمت و گه محو نور باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۸ گوهر فروز دیده بیدار خویش باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۹ گوهر فروز دیده بیدار خویش باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۴۰ با خلق آشتی کن و با خود به جنگ باش
متن اشعار به نقل از گنجور.