پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۱

توانگری که نباشد به خبر اقبالش

نصیب مردم بیگانه می شود مالش

گذشت خواجه و چون عنکبوت مرده هنوز

مگس شکار کند رشته های آمالش

ازان به نان جو وآب شور ساخته ام

که نیست چشم و دل هیچ کس به دنبالش

تذرو باغچه قدس وحشتی دارد

که نقش ،چنگل بازست برپروبالش

ز چرخ سفله تمنای آبروی مدار

که نم برون ندهد چشمه های غربالش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱۳مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۱۴دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۱۵چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۱۶که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۱۷رسیده است به جایی لطافت بدنش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۱۸جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۱۹گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۲۰چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.