پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۷

رسیده است به جایی لطافت بدنش

که از نسیم شود داغدار یاسمنش

اگر ز نکهت گل پیرهن کند در بر

شگفت نیست که نیلوفری شود سمنش

سخن چو بال و پر طوطیان شود سرسبز

ز آبداری لعل لب شکرشکنش

شکوه حسن ازین بیشتر نمی‌باشد

که از سپند نخیزد صدا در انجمنش

ز اشک شمع توان نقل در گریبان ریخت

به محفلی که بخندد لب شکرشکنش

به این فروغ ندارد یمن عقیقی یاد

سهیل برگ خزان دیده‌ای است از چمنش

حلاوت لب ازین بیشتر نمی‌باشد

که همچو نامه سربسته است هر سخنش

عبیر پیرهن چشم می‌کند یوسف

اگر به مصر برد باد بوی پیرهنش

چه لذتی است شنیدن نوای جان‌پرور

ز مطربی که توان بوسه داد بر دهنش

ز دام موج، نجات حباب ممکن نیست

چگونه دل به در آید ز زلف پرشکنش

نشد گشایشی از راه گفتگو صائب

مگر به خال توان یافت نقطه دهنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱۹گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۲۰چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۲۱الف قدی که منم سینه چاک بالایش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۲۲گذشته است ز تعریف،قد رعنایش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۲۳رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۲۴مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۲۵مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۲۶به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.