پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲۴

مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش

که در رکاب نسیم فناست دفتر عیش

ستاره سحری و چراغ صبحدم است

به چشم وقت شناسان فروغ اختر عیش

مده به عیش سبکسیر صحبت غم را

که همچو شبنم گل بی بقاست گوهر عیش

به حسن عافیت غم کجا رسد شادی؟

طرب رسول ملال است و غم پیمبر عیش

چنان که فتنه عالم ز باده می زاید

به صد هزار غم آبستن است مادر عیش

به آفتاب حوادث بساز چون مردان

که همچو میوه خام است سایه پرور عیش

گمان حور و پری داشتم ،ندانستم

که دیو غم بدر آید ز زیر چادر عیش

کجاست گردسپاه غم و غبار ملال؟

که خاکهای جهان را کنیم برسر عیش

گزیده است مرابس که شادی ایام

به چشم حلقه مارست حلقه در عیش

مقیم گوشه غم باش اگر مسلمانی

که دین ضعیف شود در زمین کافر عیش

ز داغ لاله عاشق مدام،معلوم است

که دل سیاه کندصحبت مکرر عیش

جواب آن غزل مولوی است این صائب

زهی خدا که کند مرگ راپیمبر عیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲۶به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۲۷ز دل برون نرود چشم آشنا رویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۲۸نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۲۹چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۳۰مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۳۱نمی روم به بهشت برین زخانه خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۳۲به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۳۳مکن به لهو و لعب صرف نوجوانی خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.