پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲۳

رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟

که من به پای نسیم سحر روم ازخویش

شود عیار بد ونیک در سفر ظاهر

یکی است تیر کج و راست تا بود درکیش

عجب که برق فنا گرد من تواند یافت

چنین که جلوه اومی برد مرا از خویش

مشو ز ساقی یاقوت لب به می قانع

مده به مطلب جزئی کریم راتشویش

لب سؤال سزاوار بخیه بیشترست

عبث به خرقه خود بخیه می زند درویش

زکاوش مژه او حلاوتی دارم

که جوی شهد بود درنظر مرا هر نیش

به خوردن دل خود همچو ماه قانع شو

که دربساط فلک نیست رزق بی تشویش

همان ز شرم کرم چهره اش عرق ریزست

کریم اگر دو جهان را دهد به یک درویش

دلم به فقر و غنا ازقرار خویش نگشت

به خشکی وتری آب گهر نشد کم و بیش

عیار ناله صائب مپرس از بیدرد

نمک چه کار کندبادلی که نبود ریش ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲۵مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۲۶به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۲۷ز دل برون نرود چشم آشنا رویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۲۸نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۲۹چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۳۰مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۳۱نمی روم به بهشت برین زخانه خویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۳۲به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.