پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲۸

نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش

به اطلاع خدا صلح کن ز شهرت خویش

ز ارتکاب گنه نیست شرمگینان را

خجالتی که مراهست ازعبادت خویش

دهان سایل اگر پرگهر کنم چو صدف

چو ابر آب شوم ازقصور همت خویش

بهشت اگر ز در خانه ام گذار کند

قدم برون نگذارم ز کنج خلوت خویش

درین جهان پرآشوب اگر حضوری هست

ازان کس است که قانع بودبه قسمت خویش

گرت هواست که فرمانروا شوی صائب

مپیچ ازخط فرمان، سر اطاعت خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۳۰مکن خراش دل سنگ نیز پیشه خویش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۳۱نمی روم به بهشت برین زخانه خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۳۲به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۳۳مکن به لهو و لعب صرف نوجوانی خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۳۴با صبح روگشاده تر ازآفتاب باش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۳۵فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۳۶چون سرو در مقام رضا پایدار باش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۳۷گاهی رهین ظلمت و گه محو نور باش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.