پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۳۴

با صبح روگشاده تر ازآفتاب باش

ازهر که دم شمرده زند در حساب باش

خواهی درست ازآب برآید سبوی تو

خاموش چون پیاله به بزم شراب باش

خونهای گرم زود به هم جوش می زنند

چون بر خوری به سوخته جانان کباب باش

هر ماه نو که گوشه ابرو کند بلند

از غیب اشاره ای است که پا دررکاب باش

چون در سر تو دیده عبرت پذیر نیست

در عین نوبهار چو نرگس به خواب باش

هرچند آب خضر رود در رکاب تو

در چشم خلق تشنه جگر چون سراب باش

یکرنگ می شوند به هم زود میکشان

با هر که خون خویش خورد هم شراب باش

گر هست قابلیت ذاتی ترا چو لعل

امیدوار تربیت آفتاب باش

از پیچ و تاب رشته به وصل گهر رسید

در عین بحر، موجه پرپیچ و تاب باش

از خانه شکسته بلا می کند حذر

در رهگذار سیل حوادث خراب باش

گر هست در دماغ ترا باد نخوتی

آماده شکستن خود چون حباب باش

هرگاه سایه تونهد رو به کوتهی

آماده زوال خود ای آفتاب باش

پروانه کامیاب شد از روی گرم شمع

چون یار بی حجاب شود بی حجاب باش

فردی که باطل است ندارد شکستنی

صائب شکسته چون ورق انتخاب باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۳۶چون سرو در مقام رضا پایدار باش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۳۷گاهی رهین ظلمت و گه محو نور باش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۳۸گوهر فروز دیده بیدار خویش باش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۳۹گوهر فروز دیده بیدار خویش باش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۴۰با خلق آشتی کن و با خود به جنگ باش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۴۱ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۴۲ای دل ازان جهان خبری می گرفته باش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۴۳در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.