پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴۰

با خلق آشتی کن و با خود به جنگ باش

فیروز جنگِ معرکهٔ نام و ننگ باش

انجام بت‌پرست بود به ز خودپرست

در قید خود مباش و به قید فرنگ باش

خلق وسیع و رزق به یک کس نمی‌دهند

خلق وسیع داری، گو رزق تنگ باش

چون ماهی‌ات مباد ز نرمی فرو برند

در کام خلق، ارهٔ پشت نهنگ باش

بر صلح و جنگ اهلِ جهان اعتماد نیست

چون صلح می‌کنند مهیّای جنگ باش

از چشمه‌سار تیغ بشو دست و روی خویش

در آفتاب زرد خزان لاله‌رنگ باش

گر پشت پا به عالم صورت نمی‌زنی

تا حشر در شکنجهٔ این کفش تنگ باش

صائب هزار بار ترا بیش گفته‌ام

با خلق صلح کل کن و با خود به جنگ باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴۲ای دل ازان جهان خبری می گرفته باش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۴۳در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴۴تسلیم در کشاکش اهل زمانه باش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۴۵غافل ز حال عاشق خونین جگر مباش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۴۶غافل ز حال طوطی شیرین زبان مباش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۴۷هرجا نمی خرند متاعت گران مباش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۴۸در محفل که راه بیابی گران مباش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۴۹هردل که داغدار شود از نظاره اش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.