پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴۹

هردل که داغدار شود از نظاره اش

پهلو به آفتاب زند هر ستاره اش

باشد ستاره درشب تاریک رهنما

شد زیر زلف رهزن من گوشواره اش

ابروی او اگر چه هلال گرفته ای است

تیغ برهنه ای است زبان اشاره اش

شرمنده است پیش قدش درنشست و خاست

باغ از گل پیاده و سرو سواره اش

ازگریه چشم هرکه چو بادام شد سفید

نظاره بنفشه خطان است چاره اش

آن را که دربساط چو گل هست خرده ای

در دست صد کس است گریبان پاره اش

زاهد نظر به مردم بالغ نظر، بود

طفلی که زهد خشک بود گاهواره اش

بر شیشه دل است گواراتر از شراب

زخمی که می زند دل چون سنگ خاره اش

صائب فتاد هر که درین بحر بی کنار

چون گوهرست گرد یتیمی کناره اش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵۱هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵۲گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۵۳صبح است ساقیا قدح خوشگوار بخش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۵۴میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۵۵گردون که زهر می چکد از روی شکرش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۵۶از خط نگشته سبز لب روح پرورش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۵۷شوخی که جلوه گاه بود دیده منش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۵۸خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.