پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴۱

ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش

از خویش رفتگان خبری می گرفته باش

رفتیم ما ولی دل و جان ماند پیش تو

از بازماندگان خبری می گرفته باش

ما را کسی به جز تو درین شهر و کوی نیست

گاهی ز بیکسان خبری می گرفته باش

چون تیر کج به راه خطا تا به کی روی ؟

گاهی هم ازنشان خبری می گرفته باش

از خار خشک ما که زمین گیر گشته است

ای برق خوش عنان خبری می گرفته باش

هر چند پایه تو به گردون رسیده است

ای ماه از کتان خبری می گرفته باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴۳در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۴۴تسلیم در کشاکش اهل زمانه باش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴۵غافل ز حال عاشق خونین جگر مباش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۴۶غافل ز حال طوطی شیرین زبان مباش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۴۷هرجا نمی خرند متاعت گران مباش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۴۸در محفل که راه بیابی گران مباش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۴۹هردل که داغدار شود از نظاره اش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۵۰حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.