پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴۳

در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش

در پیش زنگی آینه زنگ دیده باش

در جویبار عقل به لنگر خرام کن

در بحر عشق کشتی طوفان رسیده باش

در جستجوی خانه در بسته است فیض

دایم چو غنچه سر به گریبان کشیده باش

ماهی زبان بحر شد از فیض خامشی

در بزم اهل حال زبان بریده باش

یاد از نگاه گیر طریق سلوک را

درعین آشنایی مردم رمیده باش

پای گریز، شهپر پرواز دشمن است

گر پیش سیل روی آرمیده باش

صائب ببند لب ز بد و نیک مردمان

در دفتر جهان،سخن ناشنیده باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴۵غافل ز حال عاشق خونین جگر مباش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۴۶غافل ز حال طوطی شیرین زبان مباش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴۷هرجا نمی خرند متاعت گران مباش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۴۸در محفل که راه بیابی گران مباش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۴۹هردل که داغدار شود از نظاره اش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۵۰حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۵۱هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۵۲گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.