پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴۷

هرجا نمی خرند متاعت گران مباش

پرواز گیر و خار و خس آشیان مباش

چون بوی گل ردای سیاحت فکن به دوش

چون سبزه پاشکسته یک بوستان مباش

ای شاخ گل به صحبت بلبل سری بکش

بسیار بر رضای دل باغبان مباش

یک حرف بشنو ازمن ودر خلدسیر کن

درمجلسی که گوش توان شد زبان مباش

صائب که منع می کنداز جلوه یار را؟

خورشید را که گفته که آتش عنان مباش ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴۹هردل که داغدار شود از نظاره اش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵۰حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۵۱هر رهروی که شوق تو سازد روانه اش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۵۲گر این چنین چکد می گلرنگ ازلبش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۵۳صبح است ساقیا قدح خوشگوار بخش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۵۴میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۵۵گردون که زهر می چکد از روی شکرش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۵۶از خط نگشته سبز لب روح پرورش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.