پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۸

جدا نمی شود از پیش لعل میگونش

چه بوسه گاه شناس است خال موزونش !

سرش به دولت دنیا فرو نمی آید

به هر که سایه کند طره همایونش

شب امید من آن روز صبح عید شود

که سر زند بنا گوش، خط شبگونش

درین ریاض ترا چشم موشکافی نیست

وگرنه طره لیلی است بید مجنونش

منم که روی زچین جبین نمی تابم

و گرنه رهزن خضرست نعل وارونش

مرا به وادیی افکنده است شور جنون

که ناز سرو کند گردباد هامونش

سیه دلی که به دامان اوست چشم مرا

چو داغ لاله گرفته است درمیان خونش

به دام شاهسواری فتاده ام صائب

که لاله لاله چکد خون ز نعل گلگونش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲۰چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۲۱الف قدی که منم سینه چاک بالایش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۲۲گذشته است ز تعریف،قد رعنایش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۲۳رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۲۴مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۲۵مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۲۶به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۲۷ز دل برون نرود چشم آشنا رویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.