پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۹

گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش

چراغ عیش برون آمد از ته سرپوش

ز حرف تلخ ملامتگران نیندیشد

به گوش هرکه رسیده است بانگ نوشانوش

هزار خرقه آلوده را به قیمت می

گرفت ازره انصاف پیر باده فروش

زجوش کم نشود آب بحر ،دل خوش دار

مکن چودیگ تنک ظرف کوتهی درجوش

به آفتاب رسانیده ایم پرتو را

ز باد صبح نگردد چراغ ماخاموش

ترا که بهره زنوش است نیش چون زنبور

ازین چه سودکه داری هزار چشمه نوش؟

در آفتاب قیامت عرق نمی ریزد

ز بار خلق ندزدد کسی که اینجا دوش

مخور به هیچ دل زار و هرچه خواهی خور

بپوش چشم خود از عیب و هرچه خواهی پوش

ز جوش لاف دل چشمه ها تهی گردید

درین دو هفته که دریای مانشست ازجوش

فغان که تشنه لبان سخن نمی دانند

که کار تیغ دو دم می کندلب خاموش

خموش بگذر ازین خاکدان چو سایه ابر

مکن چو سیل ز پست و بلند راه خروش

شراب تلخ کجا چاره تو خواهد کرد؟

تراکه ناله صائب نمی برد از هوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲۱الف قدی که منم سینه چاک بالایش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۲۲گذشته است ز تعریف،قد رعنایش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۲۳رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۲۴مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۲۵مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۲۶به احتیاط نظر کن به چشم جادویش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۲۷ز دل برون نرود چشم آشنا رویش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۲۸نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.