پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۶

که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟

که شور حشر بود گرده نمکدانش

ز خون صید حرم کعبه داغ لاله شده است

هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش

ازین صید جهان به جهان دگر رساند مرا

خوشا سری که دود پیش پیش چوگانش

به حلقه سر زلف تو چشم بد مرساد!

که آفتاب بود روزن شبستانش

به پاکدامنی از قید عشق نتوان رست

که چشم بر رخ یوسف گشوده زندانش

چه عارض است که در آفتاب زرد خزان

بهار می‌چکد از خط همچو ریحانش

به داغ العطشم سوخته است سنگدلی

که نیست ریگ روان تشنه در بیابانش

ز جبهه عرق شرم می‌توان دانست

که سر به مهر حباب است آب حیوانش

کدام نامه صائب نگشت طی چون صبح

که آفتاب نگردید مهر عنوانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱۸جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۱۹گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۲۰چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۲۱الف قدی که منم سینه چاک بالایش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۲۲گذشته است ز تعریف،قد رعنایش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۲۳رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۲۴مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۲۵مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.