پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۰

نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش

هنوز می پرد از شوق،چشم فتراکش

علم به خون مسیحا و خضر چرب کند

چو از نیام کشد تیغ، حسن بیباکش

رخی که هر دو جهان در فروغ اومحوست

نظر چگونه کندبی نقاب ادراکش ؟

به خاک هر که نهال تو سایه اندازد

زبان شکر برآید چو سبزه از خاکش

ازان شراب مرا شیر گیر کن ساقی

که همچو پنجه شیرست پنجه تاکش

درین بساط هرآن کس نفس به صدق کشد

چو صبح،مهر شود طالع از دل چاکش

کسی که پاک نسازد دهن ز غیبت خلق

همان کلید در دوزخ است مسواکش

اگر چه خون جهان ریخت غمزه اش صائب

هنوز رغبت خون می چکد ز فتراکش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱۲کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۱۳مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۱۴دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۱۵چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۱۶که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۱۷رسیده است به جایی لطافت بدنش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۱۸جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۱۹گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.