پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۱۴

دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش

شفای خسته‌دلان است شیره جانش

به خون خود نکند کشته‌اش دهن شیرین

ز بس که تشنه خون است تیغ مژگانش

به غیر عشق کدامین محیط خون‌خوارست

که دست، پنجه مرجان شود ز دامانش ؟

امید گوهر سیراب ازین محیط مدار

که غیر چین جبین نیست مد احسانش

نفس‌گداختگانند موج‌های سراب

که شسته‌اند ز جان دست در بیابانش

بساز با جگر تشنه همچو اسکندر

نظر سیاه مگردان به آب حیوانش

به سرمه دل شب چشم خویش روشن دار

که تیغ سینه شکافی است صبح خندانش

ز میر قافله عشق، رحم مدار

که پر ز یوسف مصری است چاه نسیانش

ز خوان چرخ فرومایه دست کوته دار

که قدر خود شکند هرکه بشکند نانش

به صدق هرکه برآورد دم ز دل صائب

چو صبح ،مشرق خورشید شد گریبانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱۶که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۱۷رسیده است به جایی لطافت بدنش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۱۸جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۱۹گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۲۰چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۲۱الف قدی که منم سینه چاک بالایش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۲۲گذشته است ز تعریف،قد رعنایش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۲۳رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.