پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰۹

مگر ز موج شراب است رشته سازش؟

که می دود به رگ و پی چو روح آوازش

کباب مطرب رنگین نوای عشق شوم

که ساخت گوشه نشین عندلیب راسازش

چو شیشه هرکه به آوازه می کند احسان

گران به گوش خورد بانگ مغز پردازش

کریم اوست که صد جام اگر دهد چون خم

چنان دهد که نگردد بلند آوازش

سر جدال به صیاد پیشه ای دارم

که سنگ، سینه کبک است پیش شهبازش

زخون کبک، بدخشان شده است سینه کوه

هنوز تشنه خون است چنگل بازش

کلاه گوشه به خورشید و ماه می شکند

کسی که خامه صائب کند سرافرازش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱۱توانگری که نباشد به خبر اقبالش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۱۲کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۱۳مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۱۴دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۱۵چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۱۶که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۱۷رسیده است به جایی لطافت بدنش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۱۸جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.