پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰۸

که می رهد زخم طره گرهگیرش؟

که چشم بررخ یوسف گشوده زنجیرش

هزار زخم نمایان ز غمزه ای دارم

که برنیامده ازخانه کمان تیرش

هنوز شیوه چین جبین نمی داند

هنوز نو خط جوهر نگشته شمشیرش

به خوان حسن تو یعقوب اگر شود مهمان

کنی ز نعمت دیدار،چشم و دل سیرش

به گرد تربت مجنون که می تواند گشت؟

هنوز شمع مزارست دیده شیرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱۰نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۱۱توانگری که نباشد به خبر اقبالش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۱۲کسی که دیدن روی تو کرد حیرانش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۱۳مدار چشم مروت ز خضر و احسانش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۱۴دلی که خانه زنبور شد ز پیکانش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۱۵چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۱۶که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۱۷رسیده است به جایی لطافت بدنش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.