پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۸۳

ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش

عالم خاک هم از سایه بالای تو خوش

چه بهشتی تو که چون کنج لب و گوشه چشم

نیست جایی که نباشد زسراپای تو خوش

روزت از روز دگر خوشتر ونیکوتر باد

که شد امروز من از وعده فردای توخوش

نیست ممکن که گشاید ز تماشای بهشت

دل هرکس که نگردد ز تماشای تو خوش

فیض درابر سیاه و دل شب می باشد

می شود وقت دل از زلف سمن سای تو خوش

فارغ ازعذر ستم باش که درمشرب ما

هست چون لطف بجا، رنجش بیجای توخوش

چون مه عید به انگشت نمایندش خلق

لب هرکس شود از لعل شکر خای تو خوش

چیست دربار توای تاجر کنعان، که شده است

دل یک شهر زاندیشه سودای تو خوش

چشم بددور زابری بلند تو که هست

چون مه عید دل خلق به ایمای تو خوش

برتو صائب نمک عشق و جنون باد حلال

که مراوقت شد از شور سخنهای توخوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۸۵لب خمیازه ما شد ز می ناب خموش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۸۶سرو اگر جلوه کند پیش قد رعنایش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۸۷سرو گلزار بهشت است قد دلجویش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۸۸دل به دنیا نگذرد خرد دوراندیش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸۹درکرم ساغر اگر هست زمینا در پیش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۹۰چون برون آورم ازجیب سر خجلت خویش؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۹۱ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۹۲نکشیدیم شبی سیمبری در بر خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.