پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۹۶

کرد بیهوش مرا نعره مستانه خویش

خواب من گشت گرانسنگ ز افسانه خویش

بحر و کان را کف افسوس کند بی برگی

گر به بازار برم گوهر یکدانه خویش

از شبیخون نسیم سحر ایمن می بود

شمع می کرد اگر رحم به پروانه خویش

وقت آن خوش که درین دایره همچون پرگار

ازسویدای دل خویش کند دانه خویش

عمر چون باد به تعجیل ازان می گذرد

که تو غافل کنی از کاه جدا دانه خویش

باعث غفلت من شد سخن من صائب

خواب من گشت گرانسنگ ز افسانه خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۹۸به نوحه خانه ایام شاد و خرم باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۹۹ز خارزار تعلق کشیده دامان باش
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۰۰بپوش چشم ز عیب کسان، هنربین باش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۰۱زنوبهار خط یار ناامید مباش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۰۲شکستْ رنگِ مرا رنگ همچو مهتابش
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۰۳لطیفه ای عجب است این که لعل سیرابش
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۰۴خوشا سری که سرگشتگی رهانندش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۰۵به خون تپیدن خورشید پر مکرر شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.