پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰۲

شکستْ رنگِ مرا رنگ همچو مهتابش

ربود خواب مرا نرگسِ گران‌خوابش

میان برهمن و بت حصار سنگ کِشد

نظرفریبی ابروی همچو محرابش

عقیق خون مسیحا به زیرِ لب دارد

هنوز تشنهٔ خون است لعلِ سیرابش

خلیل کو گل از آن روی آتشین چیند؟

کجاست خضر که بیند به عالمِ آبش؟

به جامه‌خانهٔ گردون نظر سیاه مکن

حذر! که گرد رخ اخگرست سنجابش

محیطِ عشق محال است آرمیده شود

به تیغِ موج بریدند نافِ گردابش

هنوز مست غرور است چشم او صائب

نکرده سبزه خط زهر در شکر خوابش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۰۴خوشا سری که سرگشتگی رهانندش
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۰۵به خون تپیدن خورشید پر مکرر شد
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۰۶نشد ز سیلی خط چشم مست، هشیارش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۰۷چنین که گم شده در زلف پای تا به سرش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۰۸که می رهد زخم طره گرهگیرش؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۰۹مگر ز موج شراب است رشته سازش؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۱۰نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکش
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۱۱توانگری که نباشد به خبر اقبالش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.