پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۲۱ از غبار خط رخ آن ماه می بالد به خویش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۲۲ ز مستی در شکر خندست دایم لعل سیرابش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲۳ یکی صد شد ز خط کیفیت چشم گرانخوابش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۲۴ ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۲۵ کجا پروانه را با خویش سازد همنشین آتش؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۲۶ چه سازد صنعت مشاطه با حسن خدادادش ؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۲۷ نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۲۸ نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش
  9. غزل شمارهٔ ۴۹۲۹ سخن دارد به آب زندگی لعل گهر بارش
  10. غزل شمارهٔ ۴۹۳۰ همان یوسف که مصر آمد به تنگ از بس خریدارش
  11. غزل شمارهٔ ۴۹۳۱ عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش
  12. غزل شمارهٔ ۴۹۳۲ حساب دین و دل راپاک کن باچشم عیارش
  13. غزل شمارهٔ ۴۹۳۳ من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش
  14. غزل شمارهٔ ۴۹۳۴ شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش
  15. غزل شمارهٔ ۴۹۳۵ ز شست صاف از دل می جهد گرم آنچنان تیرش
  16. غزل شمارهٔ ۴۹۳۶ شکارانداز صیادی که من هستم نظر بازش
  17. غزل شمارهٔ ۴۹۳۷ اگر صیدی برد جان از نگاه ناوک اندازش
  18. غزل شمارهٔ ۴۹۳۸ ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازش
  19. غزل شمارهٔ ۴۹۳۹ چه می پرسی ز احوال شرار ما و پروازش
  20. غزل شمارهٔ ۴۹۴۰ به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش
  21. غزل شمارهٔ ۴۹۴۱ که حد دارد تواند شد طرف با حسن بیباکش ؟
  22. غزل شمارهٔ ۴۹۴۲ گل اندامی که من دارم نظربرروی گلرنگش
  23. غزل شمارهٔ ۴۹۴۳ چسان دل رانگه دارد کسی از چشم قتالش ؟
  24. غزل شمارهٔ ۴۹۴۴ چسان در بر کشم گستاخ چون پیراهن اندامش؟
  25. غزل شمارهٔ ۴۹۴۵ چسان گستاخ گیرم بوسه ازلعل می آشامش؟
  26. غزل شمارهٔ ۴۹۴۶ درآن محفل که از می برفروزد روی گلفامش
  27. غزل شمارهٔ ۴۹۴۷ اگر چه می زند آتش به عالم روی تابانش
  28. غزل شمارهٔ ۴۹۴۸ خوشا قزوین و باغ شاه و گلگشت خیابانش
  29. غزل شمارهٔ ۴۹۴۹ بلا جویی که من دارم نظر برچشم فنانش
  30. غزل شمارهٔ ۴۹۵۰ چگونه جان برد صید از کمین چشم فتانش؟
  31. غزل شمارهٔ ۴۹۵۱ ز گرد سرمه نتوان دید درچشم سخندانش
  32. غزل شمارهٔ ۴۹۵۲ رگ ابری است آن لبهای نوخط، بوسه بارانش
  33. غزل شمارهٔ ۴۹۵۳ به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش
  34. غزل شمارهٔ ۴۹۵۴ به جوش آرد شراب شوق را رخسار گلگونش
  35. غزل شمارهٔ ۴۹۵۵ اگر باید درآتش رفت از رخسار گلگونش
  36. غزل شمارهٔ ۴۹۵۶ شراب لعل می سازد عرق راروی گلگونش
  37. غزل شمارهٔ ۴۹۵۷ اگر چه بی نیاز ست از دو عالم ناز تمکینش
  38. غزل شمارهٔ ۴۹۵۸ بهار آرزو گلگل شکفت ازروی رنگینش
  39. غزل شمارهٔ ۴۹۵۹ شود دیوانه آخر هر که سودایی است همراهش
  40. غزل شمارهٔ ۴۹۶۰ به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش
  41. غزل شمارهٔ ۴۹۶۱ ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش
  42. غزل شمارهٔ ۴۹۶۲ به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایش
  43. غزل شمارهٔ ۴۹۶۳ به وحشت دل کجاگردد خلاص ازچشم شهلایش ؟
  44. غزل شمارهٔ ۴۹۶۴ سهی سروی که من دارم نظر بر قد رعنایش
  45. غزل شمارهٔ ۴۹۶۵ چه نسبت بانسیم مصر دارد شوخی بویش؟
  46. غزل شمارهٔ ۴۹۶۶ رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش
  47. غزل شمارهٔ ۴۹۶۷ کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟
  48. غزل شمارهٔ ۴۹۶۸ چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش
  49. غزل شمارهٔ ۴۹۶۹ ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش
  50. غزل شمارهٔ ۴۹۷۰ برتو دوزخ شده از کثرت عصیان آتش
  51. غزل شمارهٔ ۴۹۷۱ بس که آمیخته ناز بود رفتارش
  52. غزل شمارهٔ ۴۹۷۲ عندلیبی که به دل هست ز غیرت خارش
  53. غزل شمارهٔ ۴۹۷۳ در نقاب است و نظر سوز بود دیدارش
  54. غزل شمارهٔ ۴۹۷۴ شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش
  55. غزل شمارهٔ ۴۹۷۵ خواب چشم تو که ازناز بود تعبیرش
  56. غزل شمارهٔ ۴۹۷۶ حرف عقبی که درین نشأه کنی تقریرش
  57. غزل شمارهٔ ۴۹۷۷ آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلش
  58. غزل شمارهٔ ۴۹۷۸ شوختر می شود ازخواب گران، مژگانش
  59. غزل شمارهٔ ۴۹۷۹ خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟
  60. غزل شمارهٔ ۴۹۸۰ دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش

متن اشعار به نقل از گنجور.