پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۵۳

به سرخی می زند چون مشک خط عنبرافشانش

چه حسن نشأه خیزست این که میگون است ریحانش

نباشد دور اگر خطش طلایی درنظر آید

که طوق هاله زرین می شود ازماه تابانش

به نور دیده خود چون چراغ صبح می لرزد

سهیل شوخ چشم از پرتو سیب زنخدانش

دل عشاق چون برگ خزان برخاک می ریزد

به هر جانب که مایل می شود سرو خرامانش

عیار شوق بلبل رانمی دانم،همین دانم

که آتش زیر پا دارد گل از شوق گریبانش

به باد بی نیازی می دهد شور قیامت را

اگر بردارد از لب مهر خاموشی نمکدانش

درین بستانسرا سروی بلند آوازه می گردد

که باشد همچو صائب نغمه سنجی درگلستانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۵۵اگر باید درآتش رفت از رخسار گلگونش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۵۶شراب لعل می سازد عرق راروی گلگونش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۵۷اگر چه بی نیاز ست از دو عالم ناز تمکینش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۵۸بهار آرزو گلگل شکفت ازروی رنگینش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۵۹شود دیوانه آخر هر که سودایی است همراهش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۶۰به عاشق صید عاشق میکند قد دلارایش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۶۱ندارد سرکشی ازاهل دل قد دلارایش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۶۲به مژگان بر نمی گردد نگاه از چشم گیرایش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.