پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۳۱

عرق رامی کند بی دست و پا لغزنده رخسارش

دهد از دور شبنم آب، چشم خود ز گلزارش

ز دست رعشه داران ساغر سرشار می ریزد

تراوش می کند خون خوردن از مژگان خونخوارش

به هر گلشن که آن شمشاد قامت درخرام آید

خیابان می کشد چون سروقد ازشوق رفتارش

سفید از گریه شد چون قند بادام سیه چشمان

زخط سبز تاشد پسته ای لعل شکربارش

امان برخیزد از شهری که دزدش باعسس سازد

بلایی شد به خط همدست تا شد خال طرارش

ز روی آتشین خون سمندر را به جوش آرد

ز شکر طوطیان رامی کند دلسرد گفتارش

نظر چون از گل بی خار این گلزار بردارم؟

که چون مژگان دواند ریشه در دل خار دیوارش

شود جای نفس بر شمع تنگ از جوش پروانه

کند گر اقتباس روشنی صائب ز رخسارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۳۳من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۳۴شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۳۵ز شست صاف از دل می جهد گرم آنچنان تیرش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۳۶شکارانداز صیادی که من هستم نظر بازش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۳۷اگر صیدی برد جان از نگاه ناوک اندازش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۳۸ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۳۹چه می پرسی ز احوال شرار ما و پروازش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۴۰به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.