پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۳۴

شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش

نسازد پرده رنبوری انگور مستورش

کسی تاکی بود درخرقه ناموس زندانی؟

میی خواهم که بشکافد گریبان شیشه رازورش

نوای پرده سوز عشق، آهنگ دگردارد

کجا گردد به قانون خرد آهنگ، طنبورش؟

در هر دل که واکردم نگارین بود از رویت

خوشا ملکی که هر ویرانه باشد بیت معمورش

به گرد چشم نرگس خواب آسایش نمی گردد

نمی دانم که دارد چشم بیمار که رنجورش

عزیزی چشم اگر داری به صحرای قناعت رو

که پای تخت از دست سلیمان می کند مورش

کلام صائب ما چون نگیرد رتبه حافظ؟

که استمداد همت می کند ازخاک پر نورش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۳۶شکارانداز صیادی که من هستم نظر بازش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۳۷اگر صیدی برد جان از نگاه ناوک اندازش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۳۸ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۳۹چه می پرسی ز احوال شرار ما و پروازش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۴۰به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۴۱که حد دارد تواند شد طرف با حسن بیباکش ؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۴۲گل اندامی که من دارم نظربرروی گلرنگش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۴۳چسان دل رانگه دارد کسی از چشم قتالش ؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.