پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۴۰

به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش

که شد گرد یتیمی سایه افکن درگوشش

ز طبل باز گشت حشر هوشش برنمی گردد

می آشامی که سازد گردش چشم تو مدهوشش

در آن محفل که شمع آن روی حیرت آفرین باشد

سپند از جای خود برخاستن گردد فراموشش

بهر کس بگذری چون شمع با آن قامت رعنا

نمی آید به هم تا حشر چون محراب آغوشش

کدامین قلب را از جلوه مستانه برهم زد؟

که کاکل می کشد دست نوازش باز بردوشش

به حرف عاشق سرگشته از تمکین نپردازد

مگر قلاب خط این پنبه بیرون آرد از گوشش

کسی کز جلوه مستانه اوبی خبر گردد

به دیوان قیامت آورند از خاک بادوشش

صباحت بیش ازین در مشرق امکان نمی باشد

که از آب گهر شد بی صفا شیرین بناگوشش

عیار گفتگوی او نمی دانم ،همین دانم

که در فریاد آرد بوسه را لبهای خاموشش

به تمکین خرد بی تابی عاشق نمی سازد

من و آن می که خم را پایکوبان می کند جوشش

ز وصل آن دهن بردار صائب کام پیش از خط

که پی گم می کند در دور خط سرچشمه نوشش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۴۲گل اندامی که من دارم نظربرروی گلرنگش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۴۳چسان دل رانگه دارد کسی از چشم قتالش ؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۴۴چسان در بر کشم گستاخ چون پیراهن اندامش؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۴۵چسان گستاخ گیرم بوسه ازلعل می آشامش؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۴۶درآن محفل که از می برفروزد روی گلفامش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۴۷اگر چه می زند آتش به عالم روی تابانش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۴۸خوشا قزوین و باغ شاه و گلگشت خیابانش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۴۹بلا جویی که من دارم نظر برچشم فنانش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.