پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۳۰

همان یوسف که مصر آمد به تنگ از بس خریدارش

به پشت کار حسن او نیرزد روی بازارش

ز بس آب صباحت صیقلی کرده است رویش را

نگه صد جای لغزد تا گلی چیند ز رخسارش

چه خرم گلستانی، خوش بلند اقبال رویش را

که از مژگان بلبل آبی نوشد خار دیوارش

درین مزرع کدامین دانه امید افشانم ؟

که در خاک فراموشی نسازد سبز زنگارش

هر آن بلبل که با من دعوی هم نالگی دارد

به خون او گواهی می دهد سرخی منقارش

چو از هند دوات آید برون طاوس کلک من

خورد صد مارپیچ رشک، کبک از طرز رفتارش

چو صائب این غزل را بر بیاض دل رقم می زد

قلم را نیشکر می کرد شیرینی گفتارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۳۲حساب دین و دل راپاک کن باچشم عیارش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۳۳من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۳۴شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۳۵ز شست صاف از دل می جهد گرم آنچنان تیرش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۳۶شکارانداز صیادی که من هستم نظر بازش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۳۷اگر صیدی برد جان از نگاه ناوک اندازش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۳۸ازان از دست نگذارد قدح چشم فسونسازش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۳۹چه می پرسی ز احوال شرار ما و پروازش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.